تبليغاتX
در سایه سار اندیشه -

همه چیز از زایمان مادر مینا شروع شد.مینا صاحب یک داداش کو چولو شده بود و برای بچه های کلاس شیرینی آورده بود.خانم کلاس اول خودش را موظف دید در پاسخ یکی از بچه ها ،که بچه را از کجا آورده اند ،درباره ی بارداری و زایمان ساده و مفصل توضیح بدهد. رعنا که به خانه آمد ،سرش را روی شکم بر آمده ی مادرش گذاشت و با داداش کوچولویش سلام و احوال پرسی کرد.مادر زایمان کرد،اما بدون داداش کوچولو به خانه برگشت،و به رعنا گفت داداش کو چو لو یش مرده است.پدر بعد از سه سال از زندان آزاد شد. رعنا از هر دری برای پدرش حرف زد ،واز مرگ داداش کو چو لو یش.مرد دو هفته بعداز آزادی،زنش را خفه کرد.یک ماه بعد فهمید پولی که با آن رضایت شاکیانش جلب شده ،ثمره ی اجاره ی رحم زنش به یک زوج بدون بچه ی پول دار بوده است./ از کتاب بازی عروس و داماد نوشته بلقیس سلیمانی

نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 11:53 | لینک ثابت |
 
business articles